۱۳۹۰ مهر ۱۲, سه‌شنبه

پريود

همه چي نفرت انگيز شده اما در عوض...
همه چي تلخه اما در عوض....
همه چي درد داره اما در عوض...
همه چي فرساينده و خسته كننده اس اما در عوض...
در عوض...
در عوض آزادم
ميرم
ميام
كسي بهم نميگه نرو
نيا
نگو
و از اون بدتر
چرا رفتي؟
چرا گفتي؟
بايد ميكردي
نبايد ميكردي
خودم و خودم
تنهاي تنها
حس خوبيه تنها بودن
براي خودمم
ميچرخم
ميگردم
ميرقصم
گاهي هم پرم به يكي ميگيره و پرتش ميكنم
فرسخ ها دور
دور تر
اما هميشه راه ي هست
و من كسي نيستم كه بپيمايمش
دلم براي همه ي مردم دنيا تنگ شده
دلم ميخواد همه رو ببينم
با همه حرف بزنم
دلم براي راه رفتن هاي شبانه تو خيابون رزولت خيلي تنگ شده
رزولت
چه اسم مشمئز كننده اي
اما چه خيابونه خوبي
پر نوري
تاريكي
تنهايي
انبوه جمعيتي
وقتمو ميريزم تو خيابونا
ميريزم تو جيب بچه كوچولوهايي كه با ديدنشون عاشق زندگي ميشم
ميريزم تو جيب كتابام
ميريزم تو جيب هر كس دلم بخواد
كسي هم نيست كه بگه پس من چي؟
دلم ميخواد بريزم
هرجا كه دلم ميخواد
دلم سفر ميخواد
يه سفر مرفهانه
هتل هاي چند ستاره
پاساژ گردي هاي طولاني و با دستهاي پر بيرون رفتن از پاساژ
و شبها هم
ساحل آروم و نور و آهنگ و رقص و مستي
تا جايي كه جون تو رگامه و ولو شدن تو ساحل
شمردن ستاره هاي كور
و شرجي
و شرجي كه راه نفسمو ميگيره
و بادي كه از دريا ميادو پوستم رو زنده ميكنه
و شعر
و شراب
و زندگي ول
آزاد
و سكس
هر شب با يه آدم جديد
يه سكس تند و هيجاني كه به همون حدي كه شديدي حسش افول كنه و بپره و بعد يه خدافظي محترمانه
براي هميشه


چقدر دلم چيز ميخواد
نميدونم چرا اد تا دانشگاها شروع شد راست كردم برا سفر

و دلم ميخواد
بچرخم
بگردم
برقصم
رقص تند
تند
خستگي ناپذير
آه مريم كاش بودي
با هم مست ميكرديم
ميرقصيديم
چهار ساعت
پنج ساعت
نه تو ميزاشتي من بشينم
نه من ميزاشتم تو بشينم
سيگار پشته سيگار
و بعد خواب خوشايند مستي تا ظهر

و دلم ميخواد شبا مست توي خيابون ها راه برم
توي خيابون رزولت
و شب رو كنار هواكش مترو ي چهار راه صبح كنم و سيگار بكشم و كس شعر بگم

و دلم هواي داغ تابستوني ميخواد و چمن هاي مرطوب پارك لاله
كنار آبنماي سنگي و سيگار بهمني كه چند نخ بيشتر برامون نمونده

دلم سرماي شب باغ رو ميخواد و آتيش و كنار آتيش نشستن
و يكي از جمع رو سوژه كردن و خنديدن
و همهه يكي يكي ميرن
تا من ميمونم و آتيش
و آتيش و من


دلم يه دنيا چيز ميخواد
دنيا ي من همين چيزا بود
اگه بشون برسم فكر نكنم ديگه چيزي بخوام
روزها خسته كننده و زجر آوره اما در عوض...
تكراري و مايوس كننده اس اما در عوض....
درعوض...
درعوض...
آزادم

۱ نظر: